سه‌شنبه 23 مهر 1387 ساعت 17:13

بررسی دیرینه جغرافیای کرتاسه توسط افشارحرب (1372) نشانگر آن است که به جز بخش شمال باختری کپهداغ (پیرامون گنبدکاووس) که رسوبگذاری دریایی از ژوراسیک به کرتاسه پیوسته است، در دیگر نواحی به ویژه در خاور و جنوب کپهداغ، در اواخر ژوراسیک و آغاز کرتاسه شواهدی از یک خشکیزایی گسترده را میتوان دید.  

به همینرو، نهشتههای آغاز کرتاسه از نوع آواریهای سُرخرنگی به نام « سازند شوریجه » است که در محیطهای مردابی، دشت ساحلی، دلتایی و یا محیط سبخایی نهشته شدهاند. به تدریج، از زمان هوتریوین، رژیمهای قارهای – مردابی به انواع مردابی – دریایی تبدیل شده و در زمان بارمین، نخست سکوی کربناتی کم ژرفا و پُر انرژی و در آپتین محیطهای دریایی بر تمام منطقه چیره شدهکه شرایط مناسبی برای نهشت سنگآهکهای زیستآواری و ائولیتی « سازند تیرگان » بوده است. حوضه در آپتین پسین، ژرفای بیشتر داشته و با ورود رُس، « سازند سرچشمه » نهشته شده است. در آلبین، ورود رُس مداومتر بوده که حاصل آن « سازند شیلی سنگانه » است. در سنونین پیشین، در یک دریای پسرونده به سمت باختر، ردیفی از ماسهسنگهای گلوکونیتی به نام « سازند آیتامیر » نهشته شده و در پایان سنومانین میانی، به جز بخش شمال خاوری حوضه، دیگر مناطق خشکی بوده و به همین دلیل، در بسیاری از نواحی، از اواخر سنومانین تا آغاز سنونین و حتی در بعضی نقاط تا اواخر تورونین، شواهدی از یک نبود رسوبی وجود دارد. در تورونین پسین، بخش شمال خاوری با دریای آزاد ارتباط داشته، ولی در باختر و جنوب مرکزی منطقه، خشکی کم شیبی وجود داشت که تحت تأثیر فرسایش ملایمقرار داشته است. شرایط دریایی زمان تورونین، با تغییرات اندک، کم و بیش تا ماستریشتین ادامه یافته و در طـی آن سازندهای « آبدراز »، « آب تلخ »، « نیزار » و « کلات » نهشته شدهاند.

از اواسط ماستریشتین پسین، به جز ناحیة سَرَخس و شمال گنبد کاووس، دیگر مناطق خشکی بوده و در پایان ماستریشتین، تنها در شمال باختر، سکوی کربناتی کم ژرفایی وجود داشته است.دیرینه جغرافیا نشان میدهد که بر خلاف باور عموم، به دلیل تأثیر حرکتهای زمینساختی، پیشروی و پسروی دریای کرتاسه مکرر بوده و در پهنه کپه داغ، رسوبگذاری پیوسته نبوده است. در هر حال، ردیفهای کرتاسه کپه داغ، یکی از کاملترین و ستبرترین نهشتههای کرتاسة ایران است که واحدهای سنگ چینهای زیر در آن مشارکت دارند .

سازند آواری شوریجه : در نقاط زیادی ازکپه داغ، به جز پایانة باختری آن (نواحی گنبد کاووس)، سنگآهکهای ژوراسیک بالا (سازند مزدوران) با ردیف آواری سُرخرنگی پوشیده میشود که از آن به نام « سازند شوریجه » یاد میشود. نام این سازند از روستای شوریجه گرفته شده، ولی بُرش الگوی رسمی آن، در کنار راه مشهد به کلات (درة خور)، به ضخامت 980 متر، مطالعه شده است.سازند شوریجه بیشتر از نوع رسوبهای آواری (شیل، رُس سنگ، ماسهسنگ، کنگلومرا)، کمی سنگگچ و لایههای ناچیز سنگهای کربناتی است که سیمای قهوهای – سُرخ دارد و به صورت ردیفی راهنما و سُرخرنگ، سنگآهکهای صخرهساز ژوراسیک بالا (مزدوران) را از سنگآهکهای کرتاسة پایین (سازند تیرگان) جدا میکند.در محل بُرش الگو (درة خور)، سازند شوریجه به سه بخش تقسیم شده است (افشار حرب، 1373).

* « بخش آواری تبخیری زیرین » شامل 334 متر شیل قهوهای مایل به سُرخ و ارغوانی، ماسهسنگ، سنگآهک و سنگ گچ است.

* « بخش کربناتی تبخیری میانی » از 276 متر سنگهای کربناتی، سنگ گچ، شیل، ماسهسنگ و سیلت سنگ تشکیل شده است.

* « بخش آواری بالایی » شامل 371 متر ماسهسنگ با میانلایههایی از شیل قهوهای مایل به سُرخ است. در این بخش، سنگهای کربناتی و سنگ گچ دیده نمیشود.

رخسارة آواری و سیمای سُرخ – صورتی سازند شوریجه را میتوان از مرز افغانستان تا ناحیة آرموتلی (80 کیلومتری خاور گنبد کاووس) دنبال کرد. ولی شرایط و نوع محیط رسوبی سبب شده تا بخشهای سه گانة بُرش الگو در همه جا رخساره و ستبرای یکسان نداشته باشد. برای نمونه، در بُرش حمامقلعه، ماسهسنگ قارهای بخش بالایی به رسوبهای دریایی و سنگهای کربناتی تغییر رخساره داده است.در محل بُرش الگو، همبری شوریجه با سازند مزدوران تدریجی است. همبری بالایی آن با سازند تیرگان، اگرچه با تغییر رخسارة ناگهانی است، ولی میتوان شاهد یک گذر تدریجی بود. ولی گاهی (ماننددرة ارداک) سطح بالایی شوریجه فرسایشی است و بر روی آن کنگلومرای پلیوسن قرار دارد و یا در کوه اُزون، سنگآهک کلات به سن ماستریشتین بر روی این سطح قرار دارد.

سازند شوریجه بیشتر از رسوبهای قارهای – مردابی تشکیل شده ولی زبانههایی از رسوبهای دریایی حاوی سنگواره دارد. بخش زیرین لایههای دریایی به سن بریازین – والانژنین، سن بخش میانی آن هوتریوین و بخش بالایی به سن بارمین دانسته شده است. در مورد سن سازند شوریجه اتفاق نظر وجود ندارد.کلانتری به استناد دو برش حمامقلعه و زنگانلو، شوریجه را به سن کیمریجین – نئوکومین میداند. رهقی، نمونههای بُرش نایبا – جوزک را به سن تیتونین – نئوکومین میداند.نهشتههای آواری – تبخیری و سُرخرنگ سازند شوریجه، با رسوبهای همزمان (ژوراسیک پسین – کرتاسة پیشین) دیگر نقاط ایران به ویژه نهشتههای سُرخ و آواری نواحی کرمان – طبس (لایههای سُرخ گرهدو، سازند سُرخ آواری، نهشتههای آواری – گچی مَـگو) شباهت کامل دارد. با وجود تفاوتهای رخسارهای، نهشتههای تبخیری گوتنیا و هیث در زاگرس و واحد گچ و ملافیر البرز مرکزی، میتوانند از نظر زمانی و شرایط رسوبی، به نوعــی با سازند شوریجه همارز باشند. در ترکمنستان به آواریهای مشابه با شوریجــه « ماسهسنگ شاتلیک » نام داده شده که سنگ مخزن اصلی میدانهای گازی دولتآباد – دونمز، شاتلیک، مارلی و بایرامعلی است. در ایران، شوریجه دارای دو لایه ماسهسنگ گازدار به نام ماسهسنگ D معادل ماسهسنگ شاتلیک ترکمنستان است (افشارحرب، 1380).

سازند آهکی تیرگان : بُرش الگوی سازند تیرگان، در کوه تیرگان، واقع در 39 کیلومتری جنوب خاوری درگز مطالعه شده است. در ضمن این سازند دارای بُرش مرجعی است که در جنوب خاوری روستای جوزک (باختر کپهداغ) قرار دارد.سازند تیرگان از سنگآهکهای ستبر لایه تا تودهای ائولیتی و زیستآواری با میانلایههای ناچیزی از سنگآهکهای مارنی، مارن و شیل آهکی است. ستبرای زیاد لایهها و به ویژه تراکم و سختی سنگآهکها سبب شده تا این سازند از واحدهای چهرهساز بین ردیفهای آواری سُرخرنگ سازند شوریجه و نهشتههای شیلی – مارنی سرچشمه باشد. به همین دلیل یکی از واحدهای فیزیوگرافیک کپهداغ را میسازد.در خاور کپهداغ (بُرش شوراب)، سازند تیرگان کمترین ستبرا (20 متر) را دارد ولی به سمت باختر، ضخامت سازند افزایش مییابد، به گونهای که در محل برش مرجع، 310 متر و در بُرش الگو 780 متر ستبرا دارد و حتی در چاه قزلتپه شمارة 2 ضخامت تیرگان 1005 متر است.در محل بُرش الگو و بُرش مرجع مرزهای پایینی و بالایی تیرگان با تغییر رخساره ناگهانی گزارش شده است، ولی بررسیهای رسوبشناسی جدید، حاکی از تدریجی بودن مرزهای زیرین و بالایی این سازند است و حتی گاهی سازند تیرگان ممکن است با واحد کهنتر (سازند شوریجه) و یا جوانتر (سازند سرچشمه) پیوند بین انگشتی داشته باشد. اُربیتولین شاخصترین سنگوارة سازند تیرگان است که اغلب هستة ائولیتهای آهکی را تشکیل میدهد. بر پایة سنگوارههای موجود، سن سازند تیرگان نئوکومین (بارمین) تا آپتین است.

سازند تیرگان یکی از واحدهای سنگی و پایدار پهنة کپهداغ است، ولی گاهی این سازند وجود ندارد. برای نمونه در ناحیة جاجرم، سازند تیرگان گسترش نیافته و سنگآهک کلات به سن ماستریشتین، بر روی ماسهسنگهای شوریجه است و یا در 82 کیلومتری گنبدکاووس، باز سازند تیرگان وجود ندارد و سازند آیتامیر بر روی سازند شوریجه قرار دارد.

گفتنی است که جدا از تغییرات ستبرا، گاهی میتوان شاهد تغییر رخسارة سازند تیرگان بود. برای نمونه در بُرش حمامقلعه، 90 متر از بخش میانی سازند را ماسهسنگهای خاکستری و نخودی رنگ همراه با لایههای نازک آهک و مارن تشکیل میدهد. جدا از پهنة کپهداغ، سنگآهکهای ائولیتی سازند تیرگان را میتوان در دامنههای شمالی بینالود (جنوب جادة مشهد – قوچان) و کوه شاهجهان (شمال اسفراین) دید. این رخنمونها هیچگونه نشانههای زمینساختی ندارند و به نظر میرسد که دریای تیرگان، به سمت جنوب تا کوههای بینالود، گسترش داشته است.

سازند مارنی سرچشمه : نام این سازند از روستای سرچشمه (14 کیلومتری شمال خاوری بینالود) گرفته شده، ولی بُرش الگوی آن در دماغة خاوری تاقدیس خور، کنار راه مشهد به کلات، مطالعه شده است.سازند سرچشمه در محل بُرش الگو، با 310 متر ستبرا، از دو بخش غیررسمی و یک لایة کلیدی تشکیل شده است. بخش زیرین سازند، حدود 178 متر مارن همگن به رنگ خاکستری مایل به آبی است. بخش بالایی سازند 132 متر شیل آهکی خاکستری تیره است که میانلایههای نازکی از سنگآهکهای زیستآواری دارد. پایان بخش سازند سرچشمه، یک لایه کلیدی یک متری از سنگآهکهای زیستآواری است که راهنمای خوبی برای تعیین مرز بالایی سازند میباشد. در بُرشهای گوناگون، تغییرات نسبت بخش مارنی پایینی به شیل بالایی زیاد است و گاهی ممکن است یکی از آنها وجود نداشته باشد.تغییرات ضخامت سازند سرچشمه درخور توجه است. در یک نگاه کلی، ستبرا از خاور به باختر افزایش مییابد. در بُرش نار (خاوریترین برش)، سازند سرچشمه 150 متر ضخامت دارد. در 100 کیلومتری شمال خاوری گنبدکاووس ضخامت سازند سرچشمه 1090 متر است. هر دو همبری سازند با واحدهای سنگی زیرین (سازند تیرگان) و بالایی (سازند سنگانه) همشیب است. ولی گاهی دو سازند تیرگان (درزیر) و سرچشمه با یکدیگر ارتباط بین انگشتی دارند.جدا از روزنهداران فراوان، در باختر کپهداغ، سازند سرچشمه آمونیت فراوان دارد.

 مجموعة سنگوارههای این سازند، نشانگر سن بارمین پسین تا آپتین میانی است.گسترش جغرافیایی سازند سرچشمه در خور توجه است. از مرز افغانستان به سمت باختر، سرچشمه را میتوان در یک فاصلة 110 کیلومتری دید. ولی در شمال کوه کورخود- رباط قرهبیل، این سازند رخنمون ندارد و سازند آیتامیر روی سنگهای کهنتر از سازند سرچشمه (تیرگان، شوریجه) قرار دارد.

سازند شیلی سنگانه : بُرش الگوی سازند سنگانه در 4 کیلومتری شمال باختری روستای سنگانه، در 70 کیلومتری شمال خاوری مشهد، (در نزدیکی کلات) مطالعه شده است. از نظر سنگشناختی، سازند سنگانه شامل شیلهای همگن به رنگ خاکستری تیره تا سیاه کمی مایل به سبز، بدون لایهبندی شاخص و مقدار ناچیز میانلایههای سیلت سنگ است.سازند سنگانه دو ویژگی آشکار دارد، یکی سیمای ریختشناسی تپه ماهوری فرسوده و پشته مانند به رنگ سبز – خاکستری، دوم گرهکهای عدسی و بیضوی شکل از رسهای آهندار که گاه هستهای از سنگوارة آمونیت دارد.ضخامت سازند سنگانه در محل بُرش الگو، 750 متر است، ولی به سمت شمال و باختر، ستبرا تا 2000 متر افزایش مییابد. هر دو همبری سازند سنگانه با واحدهای زیرین (سازند سرچشمه) و زبرین (سازند آیتامیر) همشیب است. ولی گاهی تفکیک سرچشمه و سنگانه ناممکن است و گاهی نیز (شمال گسل کورخود – رباط قره بیل) مرز بالایی سنگانه فرسایشی و به سازند کلات به سن ماستریشین و یا سازند چلکن به سن پلیوسن است.

سازند شیلی سنگانه، به سن آلبین، یادآور شیلهای آلبین نواحی جام، اصفهان و یزد (سازند غیر رسمی دره زنجیر) و سازند کژدمی در زاگرس است. این شباهت میتواند نشانگر شرایط یکسان رسوبی بر حوضههای زمان آلبین ایران باشد.

سازند آواری آیتامیر (آتامیر) : بُرش الگوی این سازند در 5 کیلومتری جنوب خاوری روستای آیتامیر، در 70 کیلومتری شمال خاوری گنبدکاووس قرار دارد. از نظر سنگشناختی، بخش پایینی سازند آیتامیر 612 متر ماسهسنگ با ریختشناسی برجسته و بخش بالایی آن 388 متر شیل است. گلوکونیت فراوان در دو بخش یاد شده سبب شده تا این سازند سیمای سبز زیتونی داشته باشد که راهنمای خوبی برای شناسایی آن است. سازند آیتامیر در محل بُرش الگو، 100 متر ستبرا دارد. ستبرای این سازند در کنترل گسلهای طولی همزمان با رسوبگذاری است و در یک نگاه کلی، از شمال به جنوب ضخامت کاهش مییابد، به گونهای که در جنوب گسل کورخود – رباط قرهبیل، ضخامت این واحد سنگی فقط 6 متر است و حتی در نواحی جنوبیتر (شمال گسل جاجرم) این سازند وجود ندارد.

در بیشتر بُرشها مرز زیرین سازند آیتامیر با سازند سنگانه تدریجی و مرز بالایی آیتامیر همواره فرسایشی و نشانگر خشکیزایی اوایل کرتاسة پسین است.بخش ماسهسنگی سازند آیتامیر در محل بُرش الگو، بدون سنگواره است ولی در دیگر نواحی (مراوه تپه و شمال درة اترک) دارای آمونیتهای سنومانین پیشین است. بخش شیلی (بالایی) سازند آیتامیر دربر دارندة روزنهداران گوناگون با سن سنومانین است. ولی سن آپتین پسین – سنومانین میانی بیشتر محتمل است.ماسهسنگها و شیلهای گلوکونیتی سنومانین جدا از پهنة کپه داغ، در جنوب اصفهان نیز برونزد دارد که جایگاه چینهشناسی و ویژگیهای زیستی مشابه با سازند آیتامیر دارد.

سازند آبدراز : بُرش الگوی این سازند در خاور راه مشهد – سَرخس در حدود یک کیلومتری گردنة مزدوران قرار دارد. از نظر سنگشناختی، سازند آب دراز دو رخسارة متفاوت دارد. در خاور جادة درگز – قوچان، سازند آبدراز شامل شیل خاکستری روشن است که سه و گاهی چهار تناوب از سنگآهک گچی دارد. در باختر جادة درگز – قوچان، آب دراز تنها از نوع سنگآهک گچی – مارنی همگن است. در هر دو رخساره، سیمای عمومی سازند، رنگ سفید مایل به خاکستری دارد و دوکفهایهای نوع اینوسراموس و آمونیت از ویژگیهای آن است. در محل بُرش الگو، سازند آب دراز 188 متر ستبرا دارد ولی به سوی جنوب خاور و باختر، سازند ضخیمتر میشود. ولی، در شمال جاجرم، این سازند وجود ندارد و سنگآهک کلات بر روی سازند شوریجه دیده میشود.در همه جا، مرز زیرین آب دراز ناپیوسته و نشانگر چرخة فرسایشی اوایل کرتاسة پسین است. مرز بالایی آب دراز به سازند آبتلخ تدریجی و منطبق بر آخرین لایة سنگآهک گچی سازند آب دراز است. ولی گاهی مرز بالای آب دراز، ناپیوسته و با ردیفهای جوانتر کرتاسه بالا است .

روزنهداران، آمونیت، اینوسراموس و خارپوست از سنگوارههای شاخص سازند آب درازاست. در بیشتر بُرشها، تغییرات سنی سازند آبدراز از تورونین تا کونیاسین است . ولی گاهی لایههای تورونین وجود ندارد و یا گاهی لایههای پایانی این سازند به آشکوب سانتونین است. بنابراین، مرز پایین و بالای این سازند در همه جا همزمان نیست.

سازند شیلی آب تلخ : نام این سازند از روستای آب تلخ در خاور راه مشهد – سَرَخس گرفته شده که در 77 متری شمال خاوری مشهد قرار دارد. بُرش الگوی این سازند در ادامة برش سازند آب دراز، در حدود یک کیلومتری گردنة مزدوران اندازهگیری شده است.در محل بُرش الگو، سازند آب تلخ با 813 متر ضخامت، شامل شیل آهکی به رنگ خاکستری مایل به آبی و کمی مارن است.

نزدیک به سطح بالایی سازند، لایههای نازک ماسهسنگ رسدار و سنگآهک مارنی- ماسهای وجود دارد.در بُرش الگو، همبری سازند با سازند پایینی (آب دراز) و سازند بالایی (نیزار) همشیب و تدریجی است. روزنهداران بُرش الگو، سن این سازند را سانتونین میانی و ماستریشتین پیشین تعیین کرده است. وکیل باغمیشه (1376)، به دلیل انقراض استراکود جنس Cythereis، سازند آب تلخ را پایان بخش کرتاسة کپه داغ میداند.سازند آب تلخ بهترین گسترش را در خاور کپه داغ دارد. در 15 کیلومتری بُرش الگو، ضخامت سازند تا 1250 متر افزایش مییابد. سازند آب تلخ در بخشهای باختری کپه داغ، تنها در ناودیس آیتامیر دیده میشود و در دیگر برشها، سازند آب تلخ یا رسوب نکرده و یا فرسوده شده است.

سازند ماسهسنگی نیزار : بُرش الگوی این سازند در تنگ نیزار، بر سر راه مشهد به سَرَخس قرار دارد. در این محل سازند مذکور، 318 متر ماسهسنگهای ضخیم لایة گلوکونیتی دانه ریز تا متوسط دانه و شیل با لایههایی از سنگآهک ماسه‎‎ای در بخش بالایی است. تخلخل فراوان از ویژگیهای بارز این ماسهسنگها است.سازند نیزار به طور همشیب بر روی سازند آب تلخ و در زیر کلات قرار دارد. این سازند، سنگوارة شاخص ندارد و تنها به دلیل جایگاه چینهشناسی به سن ماستریشتین دانسته شده است.

گسترش سازند نیزار به طور عمده به نواحی جنوب خاوری کپه داغ محدود است. از درگز به سوی باختر، این سازند گزارش نشده است. در برونزدهای خاوری، تغییرات ضخامت و سنگشناختی ماسهسنگهای نیزار زیاد است. برای نمونه در نزدیک مرز افغانستان (برش نار) نیزار فقط 45 متر ضخامت دارد . در تنگ چهلکمان بخش زیرین سازند شامل ماسهسنگ و بخش بالایی آن شیل ماسهای است و یا در بُرش جنوب ناودیس کلات، سازند نیزار با 590 متر ضخامت شامل یک بخش ماسهسنگی کم سیمان در زیر، یک بخش سنگآهک در وسط و یک بخش ماسهسنگآهکی در بالاست.

سازند آهکی کلات : نام این سازند از ناودیس کلات و شهرک کلات نادری گرفته شده، ولی بُرش الگوی آن در تنگ نیزار (سرراه مشهد به سَرَخس) مطالعه شده است. در این محل، سازند کلات شامل 277 متر سنگآهک ماسهای زیست آواری و صخره ساز با همراهانی از شیل آهکی است. در بُرش الگو، 5 بخش قابل شناسایی است که از پایین به بالا عبارتند از :

* بخش سنگآهک زیرین به ضخامت 85 متر،

* بخش شیل زیرین به ضخامت 84 متر،

* بخش سنگآهک میانی به ضخامت 23 متر،

* بخش شیل بالایی به ضخامت 53 متر،

* بخش سنگآهک بالایی به ضخامت 32 متر.

بخش پنجم سازند کلات، از نوع بایوستروم رودیستی است که در تشکیل آن رادیولیتیده و هیپوریتیده مشارکت دارند. مطالعات سنگشناسی محبوبی و همکاران (1376) نشان داد که سنگهای بخش پنجم سازند کلات، از سه رخسارة آهک و یک رخسارة مارنی و شیلی تشکیل شده است که در کم عمقترین بخش یک چرخة بزرگ پسرونده، در یک محیط دریایی گرم، با شوری زیاد عمق و انرژی کم، بر جای گذاشته شدهاند.از 5 بخش بُرش الگو فقط بخش زیرین در تمام منطقه گسترش دارد. بخش‏های دیگر به سوی خاور و باختر نازک شده و ناپدید میشوند.

در محل بُرش الگو، همبری این سازند با سازند نیزار همشیب و همساز است. مرز بالایی آن به رسوبهای قارهای همشیب است، ولی این مرز ناپیوسته است.بخشهای 5 گانة برش الگو، انواع گوناگونی از روزنهداران ماستریشتین دارند که در بین آنها، انواع گلوبوترونکانا از همه شاخصتر است. در تنگ نیزار (بُرش الگو)، یک لایة صدف سنگ در قاعدة سازند و چندین لایه سنگآهک رودیستی در بخش بالایی وجود دارد.وکیل باغمیشه (1376)، سنگوارههای منسوب به ماستریشتین را آواری و حمل شده میداند و با استناد به روزنهداران کفزی مانند Eponides sp.، Rotalia sp.، Elphidium sp. و روزنهداران پلانکتون مانند Globigerinatheka sp. و Hantkenina sp و استراکودهای موجود مانند Paleomonosmirabilia sp، Hermanites sp.، Cushmanidia sp. ، Legominocythere sp سن سازند کلات را ائوسن میداند که این دیدگاه نیاز به بررسی بیشتر دارد.

سازند کلات بیشتر در مناطق مرکزی و خاور کپه داغ گسترش دارد. در باختر کپه داغ، ردیفهای قیاس شده با سازند کلات رخسارة بُرش الگو را ندارند و از جنوب به شمال، ضخامت آنها کاهش مییابد. در این نواحی، همبری سازند کلات با سازندهای زیرین (شوریجه، آب دراز، سنگانه) ناپیوسته و فرسایشی است.

سازند شیلی نفته : نام این سازند از روستای نفته در خاور کپه داغ گرفته شده و شامل حدود 60 متر شیلهای خاکستریرنگ، گاه با میانلایههایی از سنگآهک ماسهای است که تنها در خاور کپه داغ برونزد دارد. مرز پایینی آن با سازند کلات و مرز بالایی آن با سازند پستلیق (به سن پالئوسن) همشیب و تدریجی است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo