X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 23 مهر 1387 ساعت 17:33

مقدمه

در دو ناحیة آقدربند (کپهداغ) و نخلک (ایران مرکزی)، سنگهای تریاس پایینی و میانی رخسارههای سنگی و زیستی ویژه دارند که با سایر نقاط ایران شباهت چندان ندارند. استثنایی بودن رخسارة تریاس آقدربند با نگرش به انباشت در حوضة شمال خاوری ایران (به احتمال حاشیة جنوبی صفحة توران) دور از انتظار نیست. ولی در ناحیة نخلک این باور وجود دارد که سنگهای تریاس فلسهای نابرجا هستند که از صفحة توران به روی لبة خرد قارة ایران مرکزی منتقل و سپس در اثر چرخش خردقاره، در خلاف جهت عقربههای ساعت، به محل امروزی نقل مکان پیدا کردهاند.

تریاس در آقدربند

پنجرة فرسایشی آقدربند، در 100 کیلومتری جنوب خاوری مشهد، و در لبة جنوبی کوههای کپهداغ جای دارد. وجود پارهای از ویژگیهای زمینشناختی متفاوت با سایر نواحی ایران سبب شده تا آقدربند و بالمعال کپهداغ لبة جنوبی صفحة توران دانسته شود.

یکی از تفاوتهای بارز زمینشناسی آقدربند رخنمونهایی از سنگهای تریاس است که رخسارة سنگی و زیستی ویژه دارد و به صورت نواری به درازای 20 و پهنای 2 تا 4 کیلومتر، با روندی باختر – شمال باختری، در یک زون فلسی رخنمون دارند. به همینرو چند و چون ردیفهای تریاس این ناحیه، به ویژه بخش زیرین آن چندان شفاف نیست. در منطقة سفیدکوه، در نزدیکی آبادی کوچک قرهقیطان رخنمونهایی قهوهای رنگ از کنگلومرا، ماسهسنگی دانه درشت، شیلهای سیلیسی وجود دارند که بوسیلة سنگآهکهای سازند سفیدکوه، به سن اسکیتین پسین پوشیده میشوند.

به نهشتههــای آواری قهوهایرنگ زیر سنگآهکهای اسکیتیــن پسیـن (سازند سفیدکوه) نام غیررسمـــی « سازند قرهقیطان » داده شده ولی سن آن مورد بحث است. روتنر (1983) سازند قرهقیطان را مُلاسهای پس از کوهزایی هرسینین میداند که به صورت انباشتگی مخروط افکنهای در لبة جنوبی صفحة توران و یا در گودال (اقیانوسی) مجاور آن نهشته شدهاند، در حالی که افتخارنژاد (1984)، به لحاظ قرارگیری آواریهای مورد نظر در زیر سنگهای اسکیتین پسین (سازند سفیدکوه) سن اسکیتین پیشین را باور دارد.ساختار فلسی و پیچیدة ناحیه سبب شده تا معمای نهشتههای کنگلومرایی « سازند قرهقیطان » به ویژه پیوند آن با سنگهای تریاس آقدربند نیاز به مطالعات بیشتر داشته باشد.

جــدا از سازنـد قرهقیطان، روتنر (1991) به مجموعــة سنگهای تریاس ناحیة آقدربند « گروه آقدربند » نام داده که شامل چهار سازند است و به داشتن تکاپوهای آتشفشانی شدید شاخص است.

گروه آقدربند: در سال 1983، روتنر، برای تریاس آقدربند نام « سازند آقدربند » را انتخاب کرد که شامل چهار عضو بود. در بازنگری بعدی روتنر و همکاران (1991)، سازنـد آقدربند را به « گروه آقدربند » تغییر مرتبه دادندکه شامل سازند آهکی سفیدکوه (در زیر)، سازند نظر کرده، سازند آتشفشانی سینا و سازند شیلی میانکوهی (در بالا) بود.

سازندهای سفیدکوه، به ویژه نظر کرده و سینا در ایران مرکزی و البرز همانند ندارند. در حالی که، نهشتة شیلی سازند میانکوهی، با سن نورین هم از نظر سنی و هم از نظر رخسارة سنگی یادآور نهشتههای زغالدار تریاس بالای البرز و ایران مرکزی هستند.

 انحصاری بودن رخسارة سنگهای تریاس پایینی و میانی میتواند گواهی بر استقلال حوضة کپهداغ باشد در حالی که همانندی سنگهای تریاس بالایی این پهنه حاکی از یکپارچگی صفحة ایران و صفحة توران است که در زمان پیش از نورین به یکدیگر رسیدهاند.در توالی گروه آقدربند، یک فاز فرسایشی موقت در زمان آنیزین پسین، یک نبود چینهای به سن کارنین پسین و رویدادی دیگر به سن نورین پیشین قابل شناسایی است به همین رو سنگهای تریاس آقدربند قابل تقسیم به سه دورة رسوبی زیراند.

3- دورة نورین پسین – رتین پیشین

2- دورة لادینین – کارنین پیشین

1- دورة اسکیتین – آنزین پیشین

با توجه به ناپیوستگیهای یاد شده، بنا به توصیة کمیتة ملی چینــهنگاری ایران، شایسته است تا واژة « گروه آقدربند » حذف و سازندهای چهارگانة یاد شده هر یک به تنهایی معرف بخشی از سنگهای تریاس ناحیة آقدربند باشند.

سازند آهکی سفیدکوه: کاملترین بُرش سازند آهکی سفیدکوه را میتوان در بخش شمال باختری سفیدکوه دید که شامل حدود 200 متر سنگ‎‎آهک ضخیملایه تا تودهای زردرنگ است که میانلایههای نازک سنگآهک خاکستری روشن تا خاکستری آبی حاوی گرهک و آثار کرم دارد. در ده متر قاعدة این سازند سنگهای آذرین- آواری دانه درشت سیاهرنگ با ترکیب آندزیتی و کنگلومرای سیاهرنگ وجود دارد که با سنگآهکهای ائولیتی دنبال میشود. وجود لایهبندی چلیپایی در کالک آرنیتهای نزدیک به قاعدة سازند، تأییدی بر رسوب این سنگآهکها در ژرفای کم است. بازوپایان، روزنهداران، کنودونتهای سازند سفیدکوه به آشکوب اسکیتین پسین تعلق دارند.

سازند نظر کرده : بُرش سازند نظر کرده در دامنة جنوب باختری کوهی به همین نام، واقع در 5/1 کیلومتری باختر روستای آقدربند، اندازهگیری شده است. در پایة سازند 10 متر شیل و مارن سیلتی، ماسهسنگی توفی وجود دارد که بر روی آن 9 متر سنگآهک گرهدار گلوکونیتی، 12 متر مارن ماسهای جای دارد. بقیة ردیفها را سنگآهک زیست آواری تشکیل میدهد که دارای سنگوارة بازوپایان، شکمپایان، بریوزوآ و آمونیت است و نشان دهندة زمان آنزین پیشیناند. تغییرات ستبرای این سازند از 20 تا 50 متر است و گاهی هم وجود ندارد.

سازند آتشفشانی سینا : این سازند با 400 تا 700 متر ستبرا، گاهی بر روی سازند نظر کرده و گاهی بر روی سازند آهکی سفیدکوه جای دارد. در بیشتر برشها، این سازند رخسارة متغیر دارد و به شدت چین خورده و گسسته است. در یک نگاه کلی، سازند سینا از ماسهسنگ، شیل و مارن توفی تشکیل شده که لایههای کنگلومرایی دارد. ولی در نگاهی دقیقتر، سازند ولکانیکی سینا شامل دو عضو زیر است. « عضو ماسهسنگی پایینی » حدود 270 تا 350 متر تناوب ماسهسنگی توفی و لایههای نازکتر شیلهای توفی به رنگ سبز و سُرخ ارغوانی، شیل آهکی و سنگآهک توفی است. به طور محلی، در نیمة زیرین این بخش نهشتههای کنگلومرایی متشکل از قلوههای چرت، سنگهای دگرگونه، گرانوفیری، در یک سیمان ماسهسنگی لیتارنیت وجود دارد.

« عضو شیلی بالایی »، با 300 تا 500 متر ضخامت شامل تناوب شیل توفی با لایههای نازک ماسهسنگی دانهریز و شیلهای آهکی پرفسیل است که رنگ سبز تیره تا خاکستری مایل به سبز دارد. در قاعدة این بخش، لایهای کلیدی بنام « مارن فقیر » قرار دارد که دارای سنگوارة فراوان و به رنگ صورتی و سبز روشن است که آن را از بقیة واحد مشخص میسازد. لایههای کلیدی فقیر با 20 تا 25 متر ستبرا دارای روزنهداران، به ویژه سفالوپودهای اواخر لادنین پسین است.

سازند شیلی میانکوهی : این سازند با حدود 200 متر ستبرا شامل ردیفی همگن از شیل با لایههای سیلت سنگ و ماسهسنگی دانهریز است که به داشتن رنگ قهوهای شاخص است. به همینرو، به آسانی از شیلهای سبزرنگ سازند سینا قابل تفکیک است. در یک نگاه کلی، سازند میانکوهی از سه واحد تشکیل شده است. پایینترین واحد، یک لایة زغالی کارپذیر و اقتصادی است (معدن زغالسنگ آقدربند) که حدود یک متر ستبرا دارد. در روی لایة زغالی کمی لایههای ماسهای و نیز یک لایة کنگلومرایی، حاوی قلوههای آتشفشانی وجود دارد. بخش بیشتر سازند میانکوهی از نوع شیلهای گراییده به قهوهای، همگن و بدون لایههای توفی و مواد آتشفشانی است. وجود روزنهداران کفزی با پوستة ماسهای نشانگر محیط غیرقارهای دانسته شده است.

سازند میانکوهی در میان دو ناپیوستگی رسوبی جای دارد. ناپیوستگی مرز زیرین به سن لادنین – کارنین است. ناپیوستگی مرز بالایی حاصل عملکرد کوهزایی سیمرین پیشین دانسته شده که در زمان نورین پسین تا رتین پیشین اتفاق افتاده است (روتنر، 1991).

سنگوارههای گیاهی و جانوری سازند میانکوهی را به خوبی میتوان با نهشتههای زغالدار البرز، ایران مرکزی، افغانستان و آسیای مرکزی مقایسه کرد. از ویژگیهای سازند میانکوهی داشتن ذخایر زغالسنگی کُک شو است که به ویژه در پهلوی ناودیس آقدربند و در پایة آن جای دارد. کارشناسان شرکت فولاد طول منطقة زغالدار را حدود 8 کیلومتر برآورد کردهاند که شامل 5 لایة زغالی کارپذیر به ستبرای 1 تا 2 متر است.

 ذخیرة زغالسنگ حدود 30 میلیون تن برآورد شده است.ذخایر زغالسنگی آقدربند یادآور نهشتههای زغالی تریاس بالا در البرز و ایران مرکزی است و خود تأکیدی بر شرایط یکسان رسوبی در همة نواحی واقع در شمال خاوری ابر گسلة زاگرس است.

سازند شیل قلعه گَبری : شیلهای قلعه گَبری، واحد سنگچینهای جوانتر از سازند میانکوهی است که در پایة خود یک افق از ماسهسنگی کوارتزی حاوی لایههای زغالی و سنگوارههای گیاهی به سن رتین دارد. به باور روتنر (1991)، سازند میانکوهی و شیلهای قلعه گَبری دو واحد سنگی مستقلاند که با یکدیگر ارتباط ناپیوسته دارند. نامبرده با تکیه به ناپیوستگی یاد شده، زمان رویداد زمینساختی سیمرین پیشین کپهداغ را پس از نورین و پیش از رتین میداند، در حالی که در سایر نقاط ایران این رخداد (سیمرین پیشین) به سن پیش از نورین است. گفتنی است که شیلهای قلعه گبری یک واحد سنگی پرسشآمیز است که نیاز به مطالعة بیشتر دارد.

تریاس در نخلک

از دیدگاه سنگشناختی، سنگهای تریاس ناحیة نخلک، با بیشینه ستبرای 2701 متر، با هیچیک از ردیفهای سنگی شناخته شدة تریاس ایران مرکزی قابل قیاس نیستند. ولی داودزاده و همکاران (1972)، علوی (1997)، وزیری (1375) بر این باورند که رخسارة سنگی ردیفهای تریاس نخلک قابل قیاس با سنگهای همزمان در ناحیة آقدربند است. شباهت پذیرفته شده و همچنین دادههای مغناطیس دیرینه سبب شده است تا مسایل ژئودینامیکی خاصی در زمینشناسی ایران مطرح باشد که از آن به نام « چرخش خردقارة ایران مرکزی » یاد میشود.

در ناحیة نخلک، مرز زیرین سنگهای تریاس به یک راندگی است. مرز زبرین آن نیز در فرجام عملکرد یک گسل تراستی، بریده و پوشیده با سنگهای کرتاسه است. جدا از دو مرز زیرین و زبرین، شواهدی چند از گسستکی گسلی را میتوان درون این مجموعه شناسایی کرد، به سانی که با وجود نظم ظاهری، این مجموعة رسوبی ساختار پیچیده و دستخورده دارد. با وجود دستخوردگیهای چندباره، داودزاده و همکاران (1972)، نهشتههای تریاس نخلک را به سه واحد سنگچینهای در مرتبة سازند، به نامهای « سازند عَلَم » (در زیر)، « سازنــد باغقُرق » (در وسط) و « سازنــد آشین » (در بالا) تقسیم کرده و به مجموعـة آنها « گروه نخلک » نام دادهاند.

سازند عَلَم : بر خلاف دیگر نقاط ایران که نهشتههای تریاس پایینی – میانی، در یک محیط فلات قارهای بر جای گذاشته شدهاند، سازند عَلَم با 873 متر ستبرا، به طور کامل دریایی و دارای آمونوییدهای فراوان است. سنگآهکهای ماسهدار با چند لایه ماسهسنگ، کنگلومرا و شیلهای بنفش و یک واحد ماسهسنگی دارای آثار گیاهی در بالاترین افقهای سازند عَلَم سبب شده است تا وزیری (1375)، بخش پایینی سازند عَلَم را کربناتهای مربوط به فلات قاره و بخش بالایی آن را رخسارة آواری توربیدیتی بداند که در شیب قاره، به صورت فنگلومرای زیردریایی بر جای گذاشته شدهاند.

سازند باغقُرق : با 1251 متر ضخامت، به سن آنزین پسین – لادنین میانی است که به طور عمده از آواریهای دانه درشت، کنگلومرا به همراه ماسهسنگ و شیل تشکیل شده که با ردیفهای کهنتر (سازند عَلَم) و جوانتر (سازند آشین) ارتباط ناپیوسته از نوع دگرشیبی فرسایشی دارد. بنا به گزارش وزیری (1375) این سازند در محیط قارهای توسط بادزنهای آبرفتی، رودخانههای مئاندری بریده بریده نهشته شده است.

سازند آَشین : با ستبرای 281 متر، به سن لادینین پسین – کارنین پیشین بیشتر ماسهسنگی دانهریز و شیل است که میانلایههایی از ماسهسنگ و آهکهای ماسهای دارد. در مقایسه با سازند عَلَم، آشین فسیلهای دریایی کمتری دارد و به احتمال به رخسارههای فلات قاره تا قارهای نزدیک شده است ولی، وزیری (1380) محیط رسوبی سازند آشین را بخش پایانی ساختارهای فنگلومرای زیردریایی در انتهای محیط شیب قارهای تا پهنههای کف اقیانوسی میداند.گفتنی است که گروه نخلک و سازندهای وابسته، به دلیل ناپیوستگیهای درون تشکیلاتی به ویژه گسله بودن شدید در سطوح زمانی متعدد، ویژگیهای چینهنگاشتی استاندارد ندارند. بازنگری این ردیفها پرسشهای دیگری از زمینشناسی ایران را پاسخ خواهد داد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo