X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 23 مهر 1387 ساعت 17:37

شباهتهای سنگی و زیستی ردیفهای تریاس ایران مرکزی، با البرز در خور توجه است. به همینرو، همانند کوههای البرز، نهشتههای تریاس پایینی – میانی از نوع نهشتههای کربناتی نواحی نزدیک به ساحلاند که به طور عموم با سنگهای کهنتر ارتباط ناپیوسته دارند و مرز بالایی آنها نیز همچنان معرف سطوح فرسایشی و پس نشست دریا، وابسته به رخداد زمینساختی سیمرین پیشین است.

نهشتههای تریاس بالای ایران مرکزی، ردیفهای شیلی ماسهسنگی زغالداراند که در پیش بوم فرازمینهای حاصل از رخداد سیمرین پیشین نهشته شدهاند. این رسوبهای سنگوارههای گوناگون دریایی دارند، پس این امکان وجود دارد که در مقایسه با البرز، حوضههای رسوبی تریاس بالا ایران مرکزی ژرفای بیشتر داشته و یا به طور مقطعی با پیشرویهای کوتاه مدت دریا پوشیده میشده است.ردیفهای کربناتی تریاس پایینی – میانی البرز، جدا از نوسانات موقتی کف دریا، یک چرخة رسوبی بزرگاند که در فاصلة زمانی دو رویداد پالاتین و سیمرین پیشین نهشته شدهاند ولی، سنگهای تریاس بالایی بخشی از یک ابر سیکل رسوبی هستند که پس از رویداد سیمرین پیشین (پیش از نورین) آغاز و تا سیمرین میانی (باتونین) ادامه داشته است.

تریاس پایینی – میانی در ایران مرکزی : شرایط به نسبت یکسان رسوبی سبب شده است تا کربناتهای سکویی تریاس پایینی و همچنین نهشتههای دولومیتی تریاس میانی، در همه جای ایران مرکزی، هم نام باشند. در ناحیة طبس – شیرگشت، به ردیفهای شیلی – کربناتـــی تریاس پایینی « سازنــد سُرخ شیل» نام داده شده و « سازند دولومیتـی شتری » معرف سنگهای تریاس میانی است.

سازند سُرخ شیل : سازند سُرخ شیل یک واحد سنگی بارز به سن تریاس پایینی است که به داشتن رنگ سُرخ آجری شاخص است به همین رو شناسایی آن به عنوان لایهای کلیدی در میان کربناتهای دولومیتی سازند جمال در زیر و دولومیتهای خاکستری سازند شتری در بالا بسیار آسان است.

در گسترة طبس – شیرگشت، به ویژه در محل بُرش الگو (گدار سُرخ) این سازند ضخامت متغیری از شیلهای آهکی – رُسی سُرخرنگ است که تناوبهایی منظم از سنگآهک روشنرنگ و دولومیتهای خاکستری - کرم دارد. میانلایههای کربناته به ویژه در بخش بالایی سازند بیشتراند به گونهای که سازند سُرخ شیل با یک گذر تدریجی، به واحد سنگچینة رویی (دولومیتهای شتری) میرسد. بر خلاف مرز زبرین، مرز زیرین سازند سُرخ شیل ناپیوسته است و میتواند به سازندهای متفاوت باشد، با وجود این، در محل بُرش الگو (گدار سُرخ) همبری زیرین این سازند با کربناتهای پرمین (سازند جمال) تدریجی دانسته شده (اشتوکلین، 1965) . ولی، وجود عدسیهایی ناپیوسته از ماسهسنگهای سیلیسی آهندار، همراه با عدسیهای بوکسیت ولاتریت میتواند نشانگر ناپیوستگی رسوبی میان دو سازند باشد ولی، چنین استنباط میشودکه ناپیوستگی موردنظر در مرز پرمین – تریاس نیست بلکه یک ناپیوستگی درون سازندی در بخش پایینی سازند سُرخ شیل است.

بیرون از بلوک طبس، به ویژه در نواحی مشرف به فرازمینهای کهن، تغییرات سنگشناختی، رنگ و ستبرای سازند سُرخ شیل در خور توجه هستند. در اینگونه نواحی سازند سُرخ شیل، بیشتر رخسارة آواری دارد و در بسیاری از حالات، در مقایسه با بُرش الگو، ضخامت کمتری دارند.

در جنوب لکرکوه، معدن پودانو (شمال بهاباد) و همچنین در بخشهایی از کوههای پیرحاجات (باختر شیرگشت) به بخش زبرین سازند سُرخ شیل، افقهای چند دهمتری رسوبات تبخیری و تخریبی اضافه شده است. شرایط تبخیری یاد شده، یادآور حوضههای تبخیری زاگرس چینخورده (سازند دشتک و کنگان) است که به احتمال فرجام پس نشست دریای تریاس میانی در اثر رخداد سیمرین پیشین است.

سنگوارههای موجود در سازند سُرخ شیل بیشتر از نوع دو کفهایها (Pseudomonotis, Claraia) و گاستروپودهای کوچکاند که همراه با اثر کرمهای شبیه سرپولوس در سطوح لایهبندی دیده میشوند. سنگوارههای موجود چندان شاخص نیستند، با این همه، بر پایة بعضی سنگوارههای میکروسکپی و همچنین جایگاه چینهنگاشتی، این سازند به سن تریاس پیشین و قابل قیاس با بخش آهکی سازند الیکا در البرز دانسته میشود. افزون بر ناحیة طبس، سازند سُرخ شیل در نواحی کلمرد، شیر کشت، پشتبادام، گناباد، لکرکوه، شمال کرمان نیز گزارش شده است.

سازند دولومیتی شتری : سازند دولومیتی شتری، معرف سنگهای دولومیتی تریاس میانی ایران مرکزی است که هم از نظر سنگشناسی و هم از نظر جایگاه چینهنگاری به خوبی با بخش دولومیتی سازند الیکا در البرز و همچنین با بخشهایی از کربناتهای دولومیتی سازند خانهکت در زاگرس مرتفع قابل قیاس است.حجم اصلی سازند دولومیتی شتری، در محل بُرش الگو (کمر زرک) حدود 820 متر دولومیتهای لایهلایة خاکستریرنگ، ریزدانه و متراکم است که فرسایشپذیری آن ناچیز است به همین رو بسیاری از چکادهای بلند کوه شتری را میسازد. در سایر نواحی ایران مرکزی، این سازند همچنان سیمای خشن و بلند دارد که از ویژگیهای چهرهساز این سازند است.پیوند زیرین سازند شتری در همه جا به سازند سُرخ شیل است که با یکدیگر گذر تدریجی و پیوسته دارند.

لایههای پایانی دولومیتهای شتری به گونهای فراگیر فرسوده شده و به رنگ گراییده به سُرخ است که به طور همشیب و با دگرشیبی خفیف، با ردیفهای پیشروندة تریاس بالایی پوشیده میشود. با این همه، در نقاطـــی که توالی کربناتهای تریاس میانی کاملتــر است، سازند شتــــری دارای یک عضو آهکی به نام « سنگآهکهای اسپَهَک » است. عضو آهکی اسپهک واحد شاخصی از سنگآهکهای ضخیم لایة سفیدرنگ است که در پارهای نقاط ایران مرکزی (شتری، بهاباد، راور و ) سنگپوشی بر دولومیتهای شتری است. در بُرش الگو (14 کیلومتری جنوب خاوری شهرک اسپهک در جنوب خاوری طبس) و در سایر نقاط ایران مرکزی، این عضو رخسارة ثابت دارد و در همه جا شامل ردیفی از سنگآهک ضخیملایه، سفیدرنگ و متراکم است ولی، ستبرای آن از 152 (بُرش الگو) متغیر است به همین دلیل این عضو در همه جا وجود ندارد. ارتباط سنگآهک اسپهک با دولومیتهای شتری به ظاهر پیوسته است ولی وجود افقی چند ده سانتیمتری از مواد آهندار نشان میدهد که مرز این دو ناپیوسته است. سنگآهک اسپهک سنگوارة درشت ندارد. میکروفسیلهای مطالعه شدة این سازند به سن کارنین دانسته شده است (صنوبری مذاکرة شفاهی). جایگاه و رخسارة آهک اسپهک به گونهای است که قیاس آن را با عضو آهکی ورسک سازند الیکا در البرز مسجل میسازد.

سازند دولومیتی شتری از رخسارههای پایدار ایران مرکزی است. رخنمونهای این سازند را میتوان در نواحی جام، آباده، کلمرد، راور، کاشان، تفرش، کوه نایبند، لکرکوه، بهاباد، بافق و کرمان دید که گاهی با تغییرهای ناچیزی سنگشناسی همراه است. به طور مثال، در کوه نایبند، سازند شتری سیمای تودهای دارد و یا در نواحی شیرگشت و لکرکوه ممکن است همه و یا به طور بخشی آهکی باشد و یا در معدن پودانو (شمال بهاباد) چند افق گچ به آن اضافه میشود.

تریاس پسین در ایران مرکزی : پس از رویداد سیمرین پیشین، با پیشروی دوباره دریـا بر روی پیش بومهای Foreland Basins تریاس میانی، ردیفی به نسبت ستبر از سنگهای بیشتر شیلی و ماسهسنگی و گاهی کربناته بر جای گذاشته شده است که تغییرات سن آنها از تریاس پسین تا ژوراسیک میانی است. ردیفهای تریاس بالای این نهشتهها، ‌معرف یک چرخة رسوبی کامل است که پیش از 2195 متر ستبــرا، نام « سازند نایبند » و سن نورین – رتین دارند.

سازند نایبند : سازند نایبند کهنترین واحد سنگچینهای گروه شمشک ایران مرکزی است که نخستین بار توسط داگلاس (1929)در ناحیة نایبند شناسایی و به سه سری حوض شیخ (در زیر) سری نایبند (در وسط) و سری حوض خان (در بالا) تقسیم شد. بازنگری سریهای یاد شده توسط اشتوکلین (1961) نشان داد که سری حوض شیخ جوانتر از سری نایبند است. در سال 1355، برش الگوی معرفی شده توسط برونیمَن و همکاران (1971) که در پهلوی جنوبی کوه نایبند اندازهگیری شده بود مورد تصویب کمیتة ملی چینهشناسی ایران قرار گرفت که از پایین به بالا شامل چهار عضو است:

* « عضو گلکان »، شامل 915 متر شیلهای مدادی به شدت هوازده و سیلت سنگهای خاکستری بیرنگ است که در یک سوم بالای آن، لایههای ماسهسنگ به آن افزوده میشود. نقش موج، چینهبندی متقاطع از ساختهای رسوبی و صدف دو کفهایهای نازک پوسته (مگالدون) اثرات گیاهی، سنگوارههای این عضواند.

* « عضو بیدستان »،‌ شامل 450 متر، شیل، سیلت سنگ و کمی ماسهسنگ است که همراهانی از سنگآهکهای ماسهای نازک لایه و مارن حاوی سنگوارههای کروی کیسهتنان از جنس Heterastridum دارد. میانلایههای آهکی عضو بیدستان رنگ متمایل به قهوهای دارند. به همین رو این عضو رنگ زمینة گراینده به کرم صورتی دارد که به شناسایی و تفکیک آن از سایر عضوها کمک میکند. نرمتنان دو کفهای، به ویژه ایندوپکتن، فراوانترین سنگوارههای بیدستاناند ولی هترآستریدیومهای کروی شاخصتراند که معرف آشکوب نورین هستند.

* « عضو حوض شیخ »،‌ شامل 365 متر، ردیفی همگن از شیلهای مدادی است که به تدریج، به طرف بالا، به سیلت سنگ و سرانجام به ماسهسنگهای متمایل به قهوهای تبدیل میشوند. دوکفهایها و هیدروزویرها فراوانترین سنگوارههای موجوداند که کمکی به تعیین سن نمیکنند، ولی سن نورین قابل قبول دانسته شده است.

 * « عضو حوضخان »،‌ شامل 465 متر سنگآهکهای ریفی، بیشتر مرجانی و صخرهساز است که به طور عموم همراهانی از شیلهای ورقهای و ماسهسنگ دارد. گاهی این عضو رخسارة چیرة مرجانی را ندارد و حجم بیشتر آن ماسهسنگ و شیل است. عضو حوضخان سنگوارههایی از مرجانها، هیدروزوا، براکیوپودها، دوکفهایها، شکم پایان و گاهی خارپوستان دارد که جملگی به آشکوب نورین تعلق دارند.چهار عضو یاد شده، رخساره و ستبرای ثابت ندارند و بنابراین تغییرات جانبی رخسارهها و ستبرا، حتی در فواصل نه چندان دور میتواند درخور توجه باشد. به همین دلیل در بیشتر حالتها، شناسایی و تفکیک عضوها، ‌امکانپذیر نیست.

تا سال 1978، عضو آهکی حوضخان، پایان بخش ردیفهای تریاس بالای ایران مرکزی بود. در این سال، کلایور و همکاران سه عضو جدید به سازند نایبند افزودند و بدین سان، سازند نایبند دارای چهار عضو رسمی گلکان ، بیدستان ، حوض شیخ ، حوضخان ، در پایین و سه عضو غیررسمی (شیلهای زغالدارو ماسهسنگ)، (سنگآهک مرجانی  )، ( ماسهسنگی سُرخ) در بالا شد.

کارشناسان شرکت فولاد، ارتباط عضو هفتم را با سایر عضوهای سازند نایبند ناپیوسته میدانند. در ضمن به مجموع دو عضو پنجم و ششم « عضو قدیر » نام دادهاند. و بدین سان، نامبردگان بر این باورند که سازند نایبند 5 عضو (گلکان، بیدستان، حوض شیخ، حوضخان و قدیر) دارد.

گفتنی است که در همه جا، فصل مشترک سازند نایبند (در بالا) و سازند شتری (در پایین) نمودار یک کارست کهن و آغشته به اکسید آهن فراوان است که به طور محلی مقادیری باریت و گالن دارد. دربارة مرز بالایی این سازند اتفاق نظر وجود ندارد. تشابه رخسارهای سنگهای تریاس بالا (سازند نایبند)، با ردیفهای ژوراسیک پایینی (سازند آبحاجی) اظهارنظر روشن را ناممکن میسازد.

مطالعات پالینولوژی موسوی (1381) بیانگر شواهد سنی دقیقتری از سازند نایبند است. نامبرده با شناسایی 9 زون زیستی، بر این باور است که عضو گلکان به سن کارنین پسین – نورین پیشین، عضو بیدستان به سن نورین میانی، عضو حوض شیخ نورین پسین و عضو حوضخان به سن نورین پسین – رتین پیشین است. از طرف دیگر فراوانی و تنوع پالینومورفهای دریایی (آکریتارک – داینوفلاژله) نسبت به انواع خشکی (پولن و اسپور) نشان میدهد که محیط رسوبی این سارند دریای کم عمق بوده که در ساحل آن گیاهان متنوعی میروییدهاند.

هم ارزی و گسترش جغرافیایی : سازند نایبند، به عنوان بخشی از نهشتههای زغالدار تریاس بالایی ایران رخسارة شبه مولاسی همزمان با کوهزایی سیمرین پیشین دارد که در حوضههای کم ژرفا ولی با نشست زیاد نهشته شدهاند.

 در ایران مرکزی، این سازند (نایبند) از نواحی یزد، خرانق، اردکان، کوههای شتری، بُشرویه، گناباد، بیابانک – بافق، کلمرد، اصفهان، کاشان، تفرش، گلپایگان و لکرکوه گزارش شده است.

در ناحیــة کـرمــــان به رسوبهـای هم رخساره و هم سن سازنــد نـایبنـــد نامهـای « دَهــــرود » و « داربیـدخون » داده شده است. در البرز سه واحد سنگی غیررسمی اکراسر، للهبند، وکلاریز هم ارز زمانی و رخسارهای سازند نایبنداند. در کوههای زاگرس این سازند همانند ندارد. در کپهداغ، سازند میانکوهی شرایط زمانی و رخسارهای مشابه با سازند نایبند دارد.

بدینسان، دیده میشود که به جز پهنة زاگرس، در سایر نقاط ایران سنگهای تریاس بالا هم رخساره و هم سناندکه این همانندی حاکی از حاکمیت حوضههای پیشبوم با ژرفای نه چندان زیاد و آب و هوای به نسبت گرم است که از هر جهت با ردیفهای زمان مشابه در آسیای مرکزی قابل قیاس و نشانة یکپارچگی نواحی شمال خاوری راندگی اصلی زاگرس (صفحة ایران) با آسیای مرکزی (صفحة توران) است. در ضمن، اجتماع پالینولوژیکی سازند نایبند بیشترین شباهت را با افغانستان، آلمان، شمال آمریکا و شمال اروپا دارد. به همین رو، موسوی (1381) بر این باور است که در زمان تریاس پسین، ایران مرکزی در حاشیة جنوبی خشکی اوراسیا بوده است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo