X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 23 مهر 1387 ساعت 17:38

در کوههای البرز، ناآرامیهای زمینساختی اواخر پرمین موجب پس نشست کامل دریا از سکوی پرمین شده است به گونهای که به جز چند ناحیه، ردیفهای کربناتة تریاس پایینی – میانی با دگرشیبی فرسایشی، سطوح فرسوده شدة پرمین میانی (سازند روته) و یا پرمین بالایی (سازند نسن) را میپوشانند. خاکهای فسیل، افقهای اکسیده و گاهی عدسیهای بوکسیتی – لاتریتی مؤید ناپیوستگی پیش از تریاساند. با توجه به رخساره و سن، ردیفهای تریاس البرز را میتوان در دو زمان تریاس پیشین – میانی و تریاس پسین بررسی کرد.

تریاس پیشین – میانی در البرز : سنگهای تریاس پایینی – میانی البرز، ردیفهای کربناتی آهکی – دولومیتی به نام « سازند الیکا » هستند که بُرش الگوی آن را کلاوس (1964) در درة نور، و در 5 کیلومتری پایین دست روستای الیکا، به ضخامت 295 متر، مطالعه و معرفی کرده است.

در محل بُرش الگو و سایر نقاط البرز، بخش پایینی سازند الیکا، ضخامتی متغیر از سنگآهکهای نازکلایه و آهکهای مارنی است که کمی مارن و یا میانلایههای نازک دولومیت دارد. لایهبندی نازک، رنگ متمایل به خاکستری روشن، فراوانی ساختهای کرم مانند از ویژگیهای بخش پایینی سازند الیکا است که شناسایی و تفکیک آن را از دولومیتهای ضخیم لایة بخش بالایی فراهم میسازد. فراوانترین سنگوارههای بخش یاد شده دو کفهایهای نوع کلارایا، گاستروپودهای کوچک و آثار کرم مانند هستند، مقدار ناچیزی جلبک، روزنهداران و به ندرت آمونیت، سنگوارههای دیگر این بخشاند. فراوانی آثار کرم، ویژگی آشکارآهکهای لایهلایه است. به همینرو در بیشتر جاها به بخش پایینی سازند الیکا، به طور غیر رسمی آهکهای ورمیکوله Vermiculate limestone گفته میشود. سنگوارههای این بخش چندان بارز نیستند ولی باور همگان بر سن تریاس پیشین است.

بخش بالایی سازند الیکا، در همه جا، کربناتهای دولومیتی – آهکی، ضخیم لایه، روشن رنگ و متراکم به ضخامتهای متفـاوت (تا 1000 متر) اند.که سیمای برجسته و کوهساز دارند و به « دولومیتهای الیکا » معروفاند. به جز سنگوارههای میکروسکپی ناچیز، دولومیتهای الیکا سنگوارة شاخص ندارند ولی معرف سنگهای تریاس میانی البرز هستند. با این وجود، در برخی نقاط البرز (شهمیرزاد)، لایههای بازپسین دولومیت الیکا میکروفسیلهای آشکوب کارنین (آغاز تریاس پسین) دارند.در بعضی نقاط البرز به ویژه در نواحی ورسک، شهمیرزاد، تاقدیس آینه ورزان و توالی کاملتری از ردیفهای کربناتی تریاس وجود دارد. در اینگونه نواحی، جدا از دو بخش آهکی و دولومیتی، بخش سوم به سازند الیکا افزوده میشود که شامل سنگآهکیهای سفیدرنگ، ریزدانه و ستبرلایه است که به ویژه در نزدیک پل ورسک شاخص است و از همینرو، « بخش آهکی ورسک» نام دارد. سن آهک ورسک چندان روشن نیست. زانیتنی و همکاران (1973) در ناحیة آرو (خاور دماوند) روزنهدار Involutina را به سن نورین زیرین دانسته ولی سایر مطالعات دیرینهشناسی بیشتر معرف آشکوب کارنیناند.

سازند الیکا گسترش جغرافیایی وسیعی در آذربایجان، کبودرآهنگ، البرز مرکزی و البرز خاوری دارد. در این نواحی تغییرات سنگشناختی ناچیز است ولی ستبرا از 1000 متر در درة هراز، 295 متر در بُرش الگو و در بعضی نقاط چند ده متر متغیر است. تحلیل حوضههای رسوبی الیکا در چند برش جداگانة البرز مرکزی سبب شد تا جهانی (1379) بر این باور باشد که نهشتههای سازند الیکا در حاشیة شمالی قارة سیمری نهاده شده و شامل طیفی گسترده از رخسارهها است که در سه دسته رخسارة کربناته وابسته به شرایط آرام، رخسارة کربناتة وابسته به شرایط توفانی و رخسارة آواری قابل گروهبندی است. همین بررسیها نشانگر آن است که بخش زیرین سازند الیکا در یک سکوی کربناته از نوع رَمپ همشیب، نهشتههای آغازی بخش میانی سازند در یک سکوی رمپ گسترده (پلاتفرم اپیریک) گذاشته شده و به سوی بالا به حاشیهای تبدیل شدهاند.

سازند الیکا را میتوان با مجموعة دو سازند سُرخ شیل و شتری در ایران مرکزی و سازند خانهکت در زاگرس قابل قیاس دانست. ردیفهای آغازین تریاس آقدریند (کپهداغ) یادآور سنگآهکهای ورمیکوله است ولی بخش بیشتر ردیفهای تریاس آقدربند ناهمسانی رخسارهای چشمگیر با سازند الیکا دارند.

تریاس پسین در البرز : به جز ناحیة پالند (وحدتی، 1364) و جنوب گلندرود (دبیری، 1380) که گذر ردیفهای سکویی سازند الیکا به نهشتههای شیلی - ماسهسنگی زغالدار تریاس بالایی تدریجی است، در دیگر نقاط البرز، گذر تریاس میانی به تریاس بالایی ناپیوسته و نشانگر شواهدی از رویدادزمینساختی سیمرین پیشین است که با پایان گرفتن شرایط سکویی تریاس میانی، بالا آمدن زمین و پسنشست دریا همراه بوده است. ولی در تریاس پسین (نورین) با پیشروی دوبارة دریا پهنة البرز به یک خلیج به نسبت باریک تبدیل شده که به سوی خاور گسترش زیاد داشته و از سمت باختر با دریای آزاد در ارتباط بوده است (رضوی و معینالسادات، 1372). در خلیج یاد شده رژیم هیدرودینامیکی ضعیف ولی فرونشست کف، زیاد بوده است به گونهای که برای انباشت مقداری در خور توجه (گاهی 1000 متر) گل و لای شرایط لازم فراهم بوده است.

در زمان نورین پسین با پس نشست دریا، البرز نخست به دشت آبرفتی – دلتایی و سپس در زمان رتین Rhaetianبه یک دشت آبرفتی تبدیل شده که گاه در آن مردابهای توربزار شکل میگرفتهاند. به دلیل شرایط جغرافیای دیرینة حاکم، ردیفهای تریاس بالای البرز نهشتههای به نسبت همگن شیل و ماسهسنگ است که به داشتن لایههای زغال شاخصاند. ترادفهای زغالدار تریاس بالایی البرز سنگ رخسارة به طورکامل همسان با سنگهای ژوراسیک پایینی – میانی دارند و این همسانی تا بدانجا است که در بیشتر موارد تفکیک نهشتههای زغالدار تریاس بالا از ژوراسیک پایین ناممکن است. از همینرو، در نقاط زیادی از البرز، نهشتههای زغالدار تریاس بالایی از رسوبهای مشابه، ولی به سن ژوراسیک پایینی – میانی، تفکیک نشدهاند و حتی گاه سنگهای تریاس بالایی به سن ژوراسیک دانسته شدهاند.

در 1963 آسرتو به مجموعة رسوبهای زغالدار البرز « سازند شمشک » نام داد و تغییرات سنی آن را از لیاس (آشکوب هتانژین) تا دوگر (آشکوب باتونین) دانست. ولی، یافتههای زمینشناختی جدید نشان داد که سازند شمشک یک واحد زمینساختی- چینهشناختی Tectonostratigraphyدر مرتبة گروه است که در فاصله زمانی دو رخداد کوهزایی سیمرین پیشین و میانی نهشته شده و میتواند مشتمل بر چند سازند باشد، به همین دلیل، در حال حاضر برای این چرخة رسوبی بزرگ «نام گروه شمشک » انتخاب شده که به سن نورین – باتونین است که در البرز شمالی با یک بخش آهنی – بوکسیتی و رسهای فلینیتی به رنگ سُرخ – قهوهای آغاز میشود ولی، در البرز جنوبی، آغاز گروه شمشک با بازالتهای تیرهرنگ زیردریایی است که با رسوبهای زغالدار ادامه مییابد.بخشهای تریاس بالایی این گروه، در شرایط رسوبی نابرابر، بر جای گذاشته شدهاند به همین لحاظ در همه جا ویژگیهای سنگی و نام همسان ندارند. اگرچه در نقاط بسیاری از البرز، ردیفهای تریاس بالایی از گروه شمشک به دلیل فقر دادههای فسیلی وضوح چندان ندارند، ولی، در ناحیة سمنان و پارهای از نقاط زغالخیز البرز، مطالعه سنگوارههای گیاهی و یا جانوری در تفکیک رسوبهای تریاس بالا کمک شایان کرده است.

* ناهمسانی شرایط حاکم بر حوضة رسوبی سبب شده است تا سازند طزره در همة جا ترکیب سنگی یکسان نداشته باشد. در حوضة باییجان حدود 50 متر و در ناحیة ورسک و نزدیک پل اریم حدود 60 متر گچ در پایة طرزه وجود دارد.

* به باور نبوی (1361) در دامنة شمالی البرز، رخسارة چیرة طزره از نوع نهشتههای کنگلومرایی همراه با میان چینههایی از ماسهسنگی درشت دانه و شیل است. نهشتههای کنگلومرایی ناحیة رامسر به ستبرای 1200 متر و جنوب گرگان به ستبرای 1000 متر شایستة همارزی با طزره دانسته شدهاند.

* رسوبهای زغالدار تریاس بالایی البرز را میتوان با همه و یا بخشهایی از سازندهای نایبند در طبس، پرسفید در کاشان، درة گُر – دَهرود درکرمان، قدیر در نایبند، فردوس در لوت همارز دانست.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo