X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 8 آبان 1387 ساعت 13:35

 مقدمه

در دشت گرگان، ساحل جنوبی دریای خزر و دشت مُغان، ویژگیهای سنگی و زیستی ردیفهای ترشیری، تفاوت آشکاری با دیگر نواحی ایران دارد. این تفاوتها به حدی است که وجود یک حوضة رسوبی مستقل را در نواحی یاد شده حتمی میسازد. بر پایة دادههای مستند، از آغاز پالئوژن، دریای تتیس به دو حوضة جنوبی (مدیترانة کنونی) و شمالی (پاراتتیس) تقسیم شده است. حوضة جنوبی با اقیانوس اطلس در ارتباط بوده ولی حوضة شمالی (دریای پاراتتیس)، به جز مقاطع زمانی خاص که با مدیترانه در ارتباط بوده، در دیگر زمانها محیطی بسته و لب شور بوده است. دریای پاراتتیس که وسیعترین دریای بین قارهای سنوزوییک بوده، از پیش گودال Foredeepآلپ در فرانسه تا دامنة تینشان در چین گسترش داشته و پس از تکوین کوههای آلپ، کارپات، بالکان، پونتید، قفقاز، کپهداغ و البرز، به سه حوضة کوچکتر باختری، مرکزی و خاوری تقسیم شده که از میان آنها پاراتتیس خاوری، نواحی واقع در شمال کریمه،‌ قفقاز، دریای سیاه، دریای خزر، دریاچة آرال و ترکمنستان را زیر پوشش داشته است. دریای خزر و ساحل جنوبی آن، دشت گنبد - گرگان، بندرانزلی، شمال آستارا و دشت مُغان بخشهایی از ایران شمالیهستند که از میوسن میانی به بعد با پاراتتیس خاوری پوشیده میشد، ولی به دلیل فرونشینی بستر به ویژه اُفت سطح دریا، از آب بیرون ماندهاند. چینهشناسی ترشیری نواحی مذکور به شرح زیر است.

پالئوسن – ائوسن

در جنوب دریای خزر، سنگهای پالئوسن میانی، ائوسن و الیگوسن وجود ندارد و ردیفهای کرتاسة بالایی (ماستریشتین) و یا مارن و آهکهای پالئوسن زیرین با دگرشیبی زاویهدار توسط نهشتههای لبشور میوسن میانی با رخسارة پاراتتیس پوشیده شدهاند. به همینرو، نتیجه شده که نواحی مذکور (البرز شمالی – جنوب دریای خزر)، در اثر رخداد آلپ میانی (فاز لارامید) از آب بیرون بوده است و به همین لحاظ نهشتههای پالئوسن (به جز 45 متر بخش پایینی آن)، ائوسن و الیگوسن در جنوب و خاور دریای خزر وجود ندارد.در دشت مُغان، سنگهای پالئوسن گسترش محدودی دارند و شامل مارن و سنگآهک مارنی است که میانلایههایی از برش و گدازههای جریانی دارد. این مجموعه در فاصلة چینهشناسی کرتاسة بالایی و ائوسن (سازند قرهآقاش) قرار دارد و حاوی میکروفسیلهای دانین – پالئوسن و یا ائوسن زیرین است.به ردیفهای ائوسن دشت مُغان سازند قرهآقاش گفته شده است.

الیگو – میوسن (سازند زیوه(

در منطقة مُغــان، مجموعهای از نهشتههای تخریبی دانهدرشت کنگلومرایی تا دانهریز رُسی به نام «سازند زیوه» وجود دارد که سن الیگوسن – میوسن میانی دارند که از بلندیهای شمال اردبیل به محیط رسوبی مُغان حملشدهاند.

برش الگوی سازند زیوه در نزدیکی دهکدة زیوه، واقع در جنوب شهرک مرزی اصلاندوز مطالعه شده است. این سازند که با ناپیوستگی همشیب و گاه دگرشیب بر روی نهشتههای ائوسن قرار دارد، ترکیب سنگی همگن ندارد. به همینرو سازند زیوه به سه واحد جدا تقسیم شده است.

«زیوة پایینی» دو سنگشناسی متفاوت دارد که به شکل بین انگشتی با یکدیگر ارتباط دارند. در حاشیه جنوبی حوضة مُغان، این واحد کنگلومرایی است، ولی به سوی خاور و باختر و شمال، رسوبات دانهریزتر شده و به ماسهسنگ و سیلت رُسی حاوی آثار گیاهی، رگچههای زغالی و پولکهای ژیپس تبدیل میشود. ضخامت زیوه زیرین به درستی مشخص نیست. ولی تصور میشود که بیشترین ضخامت در خاور منطقه، 2300 متر باشد که به طرف باختر کاهش مییابد. ضخامت زیاد این کنگلومرا که از طریق رودخانهای قدیمی حمل و در حاشیة حوضه نهشته شدهاند نشان از فرسایش شدید در ناحیة منشأ و یک فاز بالا آمدگی مشخص دارد. وجود رگچههای زغالی و شیل تیرهرنگ در بین لایههای کنگلومرایی ناشی از به زیر آب رفتن متناوب و تشکیل محیطهای مردابی موقت با pH منفی است. وجود صدف دوکفهایدر میانلایههای ماسهای این کنگلومرا، نشانگر تشکیل آن در یک محیط ساحلی است. کنگلومرای قاعدة سازند زیوه میتواند همارز زمانی دیگر واحدهای سازند باشد.

«زیوة میانی» به طور معمول از ماسهسنگ تشکیل شده که میانلایههای شیلی گیاهدار و رگچههای نازک زغال و گچ دارد. همزمان با نهشت این ماسهسنگها تکاپوهای آتشفشانی محدودی وجود داشته که به شکل توف و یا گدازه، همراه با ماسهسنگها دیده میشود. ضخامت زیوة میانی در حدود 800 متر است، ولی به طرف باختر قرهسو به یکصد متر میرسد. به طرف جنوب، ماسهسنگ زیوة میانی کنگلومرایی میشود، به گونهای که مرز آن با کنگلومرای زیوة پایینی مشخص نیست.

«زیوة بالایی» بیشتر از نوع ماسهسنگ، ماسهسنگ فلدسپاتدار کنگلومرایی و سیلت رُسی زردرنگ با میانلایههای نازکی از آهک و دولومیت است. وجود یک لایة کنگلومرایی سبب شده تا زیوة بالایی به سه زیر واحد «سیلت پایینی»، «کنگلومرای میانی» و «سیلت رُسی بالایی» تقسیم شود.

سنگواره و سن سازند زیوه : سازند زیوه، به طور عموم تهی از آثار فسیل جانوری است. حضور ژیپس، نبود سنگوارة جانوری، وجود رگچههای لیگنیت و آثار گیاهی فراوان، در سراسر سازند زیوه، تأییدی بر نهشت این رسوبات در یک حوضة بسته با پوشش گیاهی در اطراف حوضه است. به باور نوسکایا (1984)، آلودگی فزایندة هیدروژن سولفوره مهمترین شاخص حوضة پاراتتیس است به همینرو، این نهشتهها از فسیل بسیار فقیر هستند.

تنها گونة فسیلی گزارش شده از سازند زیوه Cytheridea cf. paracuminata است که در قسمت بالایی سازند پیدا شده (ویلم، 1961)، که مشابه انواع هلوتین بالایی – تورتونین حوضة وین است. اُستراکود، دندان ماهی و بیشتر از همه برگ، شاخه، تنة درخت سایر سنگوارههای سازند زیوه هستند.در خاور قرهسو، سازند زیوه بر روی مارنهای ائوسن بالایی است و عضو رویی سازند زیوه توسط ردیفهای فسیلدار تورتونین پوشیده میشود. در نتیجه سن این سازند، پس از ائوسن پسین تا پایان میوسن میانی تعیین شده است.

میوسن پسین

سنگهای «تورتونین پایینی»، در جنوب دریای خزر (علمده – نکارود)، کهنترین ردیفهای نئوژن است که به طور دگرشیب بر روی ردیفهای پالئوسن زیرین و یا کرتاسة بالایی نشسته است. نهشتههای مذکور با 250 متر ستبرا، توالی متناوبی از مارن سُرخ، سبز، آبی، ماسهسنگ خاکستری – سُرخ همراه با لایههای نازک میکرو کنگلومرا است که در بعضی نقاط در بخش قاعدهای آن یک لایة نازک بازالت و در زیر آن، مارنهای گچدار دیده میشود. ضخامت گچ ممکن است تا 20 متر برسد (یاسینی، 1360). در منطقة مُغان، ردیفهای مشابهی به ضخامت 200 تا 550 متر، به تورتونین نسبت داده شده ولی در اینجا بین لایههای آهکی و دولومیتی، حاوی دوکفهایها و شکمپایان، نیز وجود دارد.

سنگهای «تورتونین بالایی»، در سراسر مُغان تا جنوب دریای خزر، ویژگیهای سنگشناسی مشابهی دارند و اغلب از ماسهسنگهای دانهریز، سیلت، رُس و رُس سنگ با بین لایههای آهکی، دولومیتی و یا رُس سُرخرنگ تشکیل شدهاند. در کنارة خاوری رودخانة تجن و درة رودخانة تار، این نهشتههـــا رنگ سبز، خاکستــری، قهوهای سُرخ دارند و به دو قسمت تقسیم شدهاند. قسمت پایینی به داشتن صدف Spaniodontella و قسمت بالایی به داشتن صدف (Pholas beds) Barnea beds مشخص است. ولی در منطقة مُغان، ردیفهای تورتونین بالایی، ژیپسدار و خاکستری رنگاند و به همین دلیل گاه به نام «سری خاکستری» نامیده میشوند. در هر حال، در جنوب مُغان، این رسوبات کنگلومرایی است.

سنگهای «سارماسین»، بیشتر از نوع سیلت رُسدار به رنگ اُخرایی، قهوهای یا زرد، گاه مارنی، ژیپسدار و ماسهسنگآهکی درشتدانه به طور محلی کنگلومرایی هستند.در حوضة مُغان، این رسوبات با 2400 متر ضخامت، تغییرات سنگشناختی جانبی زیادی دارند. در جنوب دریای خزر، بهترین مقطع رسوبات سارماسین را میتوان در یال شمالی تاقدیس هفتتن، در کنار رودخانة تالار دید که حدود 170 متر ضخامت دارد و شامل تناوبی از سنگآهک، آهک ماسهای، مارن و ‏ماسهسنگ است. بیشتر لایهها ماسهسنگی، سرشار از صدف نرمتنان است. در جوارم و گلندرود، رخنمونهای دیگری از رسوبات سارماسین وجود دارد (یاسینی، 1360).هم در حوضة مُغان و هم در جنوب دریای خزر، سنگوارههای گوناگون معرف سارماسین زیرین – میانی هستند. در این نواحی سارماسین بالایی گزارش نشده است.

پلیوسن

در بخش ایرانی پاراتتیس، نبود چینهشناسی روشنی از سارماسین بالایی تا پلیوسن وجود دارد. در جنوب دریای خـزر، به نهشتههای کنگلومرایی و مارنـی پلیوسن «سری قارهای» نام داده شده (ارنی، 1930) که با ناپیوستگی همشیب بر روی ماسهسنگهای سارماسین میانی قرار دارند، ولی در حال حاضر از نهشتههای حدواسط دریایی – قارهای مذکور «سری» یا «سازند چلکن» یاد میشود. در اینجا، نبود چینهشناسی پلیوسن شامل پونسین و کیمرین است. در منطقة مُغان سری قارهای (سازند چلکن) وجود ندارد و نبود چینه‏ای مهمی بین سنگهای سارماسین میانی و سازند آقچه‏گیل وجود دارد. این نبود شامل زیر آشکوبهای Meotian، Pontain، Cimmerrian، Kouialnitsk متعلق به میوسن بالایی تا پلیوسن بالایی میشود ویلیام و همکاران، 1961(.

سازند (سری) چلکن : که از نظر حضور نفت و گاز اقتصادی درخور توجه است بیشتر از نوع کنگلومرای قهوهای ضخیملایه همراه با لایههایی از رُس، ماسهسنگ و ماسهسنگ سیلتی برنگ سُرخ مایل به قهوهای است که در منطقة خزر به عنوان سنگ مخزن و گاه سنگ منشأ دانسته میشود. در فروافتادگی خزر جنوبی، این نهشتهها در عمق 3000 متر حفاری شدهاند ولی در خاور درههزار در ارتفاع 500 متر و در جنوب خاوری بهشهر در 1700 متر گزارش شدهاند. باید گفت که از خاور به باختر، ضخامت نهشتههای چلکن افزایش مییابد. در برش علمده، سازند چلکن با دگرشیبی بر روی رسوبهای زردرنگ سارماسین قرار دارد، ولی در حفاریهای عمیق فرحآباد، نهشتههای پلیوسن دارای رخسارة دریاچهای است که در عمق 1340 تا 1400 متر به طور مستقیم روی سنگآهکهای کرتاسة میانی قرار دارندکه در چاه شمارة 3 گرگان دارای گاز به مقدار اقتصادی است.در سری قارهای (سازند چلکن)، فسیل نایاب است و فقط از قسمت زیرین این نهشتهها اندکی دوکفهای آب شیرین و قطعاتی از استخوان مهرهداران پیدا شده، به همین علت این لایهها را به پونسین نسبت میدهند. ولی، رخسارة دریاچهای پلیوسن دارای اُستراکودهای آب شیرین میباشد و فریدی (1964)، آن را زون استراکوددار زیرین نامگذاری کرده است.

سازند آقچهگیل : معرف نهشتههای دریایی پلیوسن بالایی است که برش الگوی آن در خاور دریای خزر، در شبه جزیرة ترکمنباشی (کراسنوودسک) ترکمنستان متشکل از سنگآهک، مارن، رُس و ماسه به رنگ خاکستری متمایل به سفید است که به طور همشیب بر روی ردیفهای پلیوسن پایینی (سازند چلکن) و در زیر تهنشستهای پلیوسن بالایی - کواترنر (سازند آپشرون) قرار گرفته است. در منطقة مُغان و بخش ساحلی دریای خزر، نهشتههای مشابهی با سازند آقچهگیل وجود دارد به همینرو همچنان از این نام استفاده میشود. ولی، زمینشناسان شرکت نفت برای این نهشتهها از واژة زون رنگین Coloured Zone استفاده میکنند.سازند آقچهگیل در قاعدة کنگلومرایی است ولی به طرف بالا دانهریز میشود که شامل ماسهسنگ ، سیلت و رُس ژیپسدار (به رنگهای خاکستری، قهوهای، زرد) ماسهسنگ صدف سنگی و لایههای سفیدرنگ خاکستر آتشفشانی است. در پایان پلیوسن بالایی، با پسروی دریا، رسوبات رودخانهای شامل کنگلومرای سُست با قلوههای آتشفشانی تشکیل شده و به احتمال نشانگر یک خشکیزایی و آغاز سیستم کواترنر است.استراکود، و دیگر زیای میکروسکوپی، دوکفهایها و نانوپلانکتونها سنگوارههایی هستند که در سازند آقچهگیل ساحل خزر و منطقة مُغان پیدا میشوند. پوستة نازک دوکفهایهای موجود، ریز شدن و شفاف شدن پوستة روزنداران میتواند دلیلی بر شیرین بودن آب حوضة آقچهگیل مُغان باشد.

سازند آپشرون (آبشوران) : در سواحل جنوبی دریای خزر تا دشت گرگان و به ندرت در دشت مُغان، بر روی سازند آقچهگیل ردیفی از رسوبات دریایی از نوع مارن خاکستری – سبز و یا خاکستری تیره و ماسههای سخت شده لایههایی از شن و گاهی لایههای نازک خاکستر آتشفشانی وجود دارد که حاوی صدف دوکفهایو شکمپایان است. این نهشتهها رسوبات پلیوسن بالایی – پلیستوسن دریای پاراتتیس هستند که برش الگویی در جزیرة آپشرون، واقع در جنوب باختری دریای خزر (نزدیک جمهوری آذربایجان) دارد.در دشت گرگان ضخامت این سازند از 450 متر در خاور به 800 متر در باختر (کنار خزر) افزایش مییابد. در چاههای گرگان، به طور معمول، یک لایة اُئولیتدر نزدیکی رأس این نهشتهها وجود دارد (موسوی، 1380).اگرچه سازند آپشرون به سن پلیوسن پسین – پلیستوسن است، ولی نیکی فوروآ (1968) رسوبهای آپشرون را متعلق به کواترنر پیشین میداند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo